۳۱ / تير / ۱۴۰۵ - 22 July 2026
19:47
کد خبر : 9706072
۱۵:۲۱

۱۴۰۴/۰۶/۰۶
همرزم سردار آزادگان در دوران اسارت؛

  ابوترابی چهره‌ای کلیدی در انقلاب و دفاع مقدس بود/ یک دانشگاه انسان‌ساز در دل مخاطرات دشمن بود

فرج الله فصیحی رامندی رییس شورای شهر قزوین و هم‌رزم دوران اسارت سردار آزادگان سیدعلی‌اکبر ابوترابی را چهره‌ای کلیدی و تاثیر‌گذار در انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس دانست و گفت: حاج‌آقا ابوترابی یک دانشگاه انسان‌ساز در دل مخاطرات دشمن بود

قزوین_ به گزارش بسیج، در تاریخ معاصر ایران، چهره‌های متعددی نقش‌ آفرین بوده‌اند استان قزوین دارای شخصیت های تأثیرگذاری بودند که هر کدام با تلاش و فداکاری خود، مسیر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را هموار ساختند شهید رجایی، محمدجواد تندگویان، عباس بابایی، حسین لشگری در آسمان ایران خاص هستند، یکی از این شخصیت‌های تاثیرگذار، حاج‌آقا سید علی اکبر ابوترابی است که با روحیه‌ای پرشور و فعالیت‌های گسترده، نقشی بنیادی در شکل‌گیری، حفظ و ترویج آرمان‌های انقلاب اسلامی داشته است. خبرگزاری بسیج در مصاحبه ای تفصیلی با فرج الله فصیحی رامندی رییس شورای شهر قزوین و از همرزمان دوران اسارت سردار آزادگان به خصوصیات اخلاقی وی پرداخته که از نظر مخاطبین عزیز می گذرد.

ابوترابی، یکی از چهره‌های کلیدی و تاثیرگذار در عرصه‌های مختلف انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بود. من باتوجه به تجربه دو دوره حضور و همکاری مستقیم با ایشان، تا حد زیادی با شخصیت، فعالیت‌ها و نقش‌آفرینی‌هایش آشنا هستم. این شناخت از همان روزهای اولیه انقلاب شروع شد؛ روزهایی که تظاهرات و فعالیت‌های انقلابی در سراسر کشور، بخصوص در قزوین، در جریان بود و خانواده ایشان هم به عنوان فعالان و پایه‌های این مبارزات، نقش موثری داشتند.

حاج آقا ابوترابی نقش مهمی در تشکیل کمیته انقلاب داشت بعد از قضیه بنی صدر و اختلافات بین حوزه علمیه و هیئت علمی پیش آمد مرحوم ابوترابی برای دوری از اختلاف و شکاف در جامعه به تهران رفت و در ستادجنگ های نامنظم شهید چمران  فعالیت میدانی انجام داد.از همان ابتدا، ابوترابی، با روحیه‌ای پرشور و نقش‌آفرین در راه انقلاب، در میان جوانان فعال و مبارز قرار داشت.

حاج فرج‌الله فصیحی رامندی در ادامه چنین عنوان کرد: در تظاهرات‌های متعددی که در آن زمان برگزار می‌ شد حضور خانواده ایشان و جنبه‌های مختلف فعالیت‌های سیاسی و انقلابی‌شان به چشم می‌خورد. در این دوره، من چندین مرتبه شاهد تظاهرات‌ها و اعتراضات مردم بودم، از آن جمله تظاهرات‌های غرب کشور، که در نهایت به درگیری‌هایی منجر شد و چندین شهید و زخمی‌ بر جای گذاشت.

در اوایل پیروزی انقلاب، نقش ایشان در کمک به تشکیل کمیته انقلاب اسلامی بسیار محسوس بود. گرچه من شخصاً عضو کمیته نبودم، اما به خوبی در جریان کارهای آن زمان قرار داشتم. بر اساس آگاهی‌های موجود، ایشان در قزوین در خیابان سپه، که بعدها به عنوان خیابان شهدا شناخته شد، در تشکیل این کمیته نقش داشت و مدیرانی در آنجا مشغول فعالیت بودند. ایشان در ادامه، با توجه به وضعیت بحرانی و پیچیدگی‌های روزهای نخست انقلاب، وارد درگیری‌های داخلی حوزه‌های علمیه و هیئت علمی قزوین نشد و به‌عنوان فردی متعهد و فعال، در کنار مردم و انقلاب باقی ماند.

پس از چندی، با افزایش بحران در اوضاع و شدت گیری درگیری‌ها، ایشان ملحق شد به شهید چمران و در کنار ایشان فعالیت‌های جبهه‌ای و مبارزاتی خود را ادامه داد. در مسیر فعالیت‌های نظامی، ایشان در عرصه‌های مختلف، از جمله در عملیات های مهم اوایل جنگ به همراه شهید چمران، نقش فعال و حیاتی داشت. با شروع جنگ تحمیلی، اوج فعالیت‌های نظامی و سیاسی‌اش شکل گرفت، و در آذرماه سال ۱۳۵۹ چندماه بعد از شروع جنگ تحمیلی برابر اسناد  در یکی از روزهای حساس جنگ در اهواز، اسیر شد. 

وقتی خبر اسارت ایشان منتشر شد، موضوع شهادت او هم در آن زمان مطرح شد، برای مرحوم ابوترابی  مراسم نمادین تشییع گرفتند و سخنرانی مانند بنی صدر رییس جمهور وقت و مرحوم خلخالی برای مراسم هفتم و چهلم به قزوین آمدن سخنرانی های عجیب و غریبی در مراسم وی ایراد شد، من در آن زمان در قزوین حضور داشتم و هنگامی که خبر شهادت‌شان اعلام شد، در مراسم‌های مختلف و به‌خصوص در مراسم تشییع نمادین شرکت کردم. در آن مراسم، چندین مراسم مجازی و نمادین برای تدفین و بزرگداشت ایشان برگزار شد. تابوتی بدون بدن به صورت نمادین تشییع شد.

همرزم سیدعلی‌اکبر ابوترابی در ادامه می‌گوید: و سال بعد در عملیات خیبر اسیر شدم  ما را به اردوگاهی بردند که فقط اسرای عملیات خیبر بودیم و با بیرون اردوگاه هیچ ارتباطی نداشتیم، من قزوینی بودم و حاج آقا  ابوترابی را می شناختم  با اسیرهای جدید برخورد نداشتیم عراقی های اردوگاه رو خالی کردن برای اسرای خیبر و برخی دیگر رزمندگان را منتقل کردند سایر اردوگاه ها لذا کاملا اردوگاه در اختیار اسرای عملیات خیبر قرار گرفت.

یکی از بچه های مجروح که پایش آسیب دیده بود باید برای درمان اعزام می شد من یک نامه ای نوشتم و به آن مجروح دادم گفتم این را به دست حاج آقا ابوترابی برسانید. اسرایی که به بیمارستان می آمدند پیامها را برای همدیگر منتقل می کردند من در موصل یک و حاج آقا ابوترابی در موصل ۲ بودند. اما هنگام تفتیش عراقی ها نامه را پیدا کردند و نامه به دست ایشان نرسید.

یک روز افسران عراقی شروع به سوت زدن کردند و هر وقت این اتفاق می افتاد بعثی ها یک اتفاق را گوشزد می کردند همه به آسایشگاه رفتیم یکی از رزمنده ها که قدیمی تر بود فریاد زد حاج آقا ابوترابی را آوردند ما بسیار خوشحال شدیم خودم را معرفی کردم ایشان از خانه و خانواده اش سوال کرد من برایش همه چیز را شرح دادم و مراسم تشییع نمادینش را هم گفتم ما در یک اردوگاه اسیر بودم و آسایشگاه ما مجزا بود.

در اردوگاه جدید عراقی ها گفتند؛ باید اسرا بلوک زنی کنند تعدادی از اسرا مخالفت کردند و گفتند؛ از این بلوک ها برای ساخت سنگر علیه کشور و رزمندگان استفاده می کنند لذا این اختلافات باعث شد که یک دوقطبی شکل بگیرد و افرادی که بلوک زنی می کردند شکنجه کمتر و آنها که همکاری نمی کردند فشار و تنبیه بیشتری را تحمل می کردند، ابوترابی وارد شد و با نصیحت و موعظه گفتند؛ شما باید سالم بمانید تا خدمت کنید اگر می خواستند بلوک برای سنگر بزنند در همان خط مقدم تولید می کردند شما نباید با رفتارتان باعث اختلاف و دودستگی شوید بروید کار کنید اما مبارزه خود را پنهان کنید، نماز و کلاس های عقیدتی ورزش خویش را هم به جا آورید نباید با رفتارتان باعث آسیب به سایرین شوید.

حاج فرج ادامه می‌دهد: من از زبان اسرای جدید در اردوگاه شنیدم که حاج آقا ابوترابی یک شخصیت برجسته، رهبر، راهنما، مدیر و مرشد در اسارت و نعمتی عظیم برای رزمندگان است. برای من مایه خوشحالی و مباهات بود چند تا اردوگاه عوض کردم و اسرا از شکنجه سید نقل می کردند از راهنمایی، توصیه و کمک به اتحاد و انسجام رزمندگان در اسارت خصوصیات ویژه مرحوم ابوترابی بود که در اردوگاه‌ها می شنیدم.

مرحوم ابوترابی مصداق بارز توصیه قرآنی اخلاق حسنه پیامبر(ص) بود، مهمترین توصیه‌اش مدارا و خدمت به همدیگر بود و به جوان‌ترها سفارش می کرد که هوای بزرگسالان و از کار افتادگان را در اردوگاه داشته باشید و اجازه ندهند که از فرط ناتوانی و کهن سالی به زحمت بیفتند. لذا در نظافت و غذا گرفتن آسایشگاه‌ها نوبتی کار می‌کردند و هر ۸ روز یکبار دور می‌زد آقای ابوترابی نظم و انضباط در کارها را بسیار دوست داشت. از همه کمتر غذا می خورد اما بسیار بدن ورزیده و چالاکی داشت.

من شنیدم از هم‌رزمانش که در اردوگاه با هم بودند موقع شکنجه هرگز ناله نمی کرد و همیشه ذکر می گفت تا جایی که بقیه را تحت تاثیر قرار می داد. بارها گفتم اسارت حاج آقا ابوترابی تحفه‌ای الهی برای رزمندگان در اسارت بود و یک دانشگاه انسان سازی در دل دشمن راه انداخت و تمام تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد تا بتوان از دوران سخت اسارت رزمنده ها به سلامت عبور کنند اخلاق و رفتارش مورد تایید دوست و دشمن بود.

ایشان توانست با روحیه‌ای ولایتمدارانه و مسوولانه، نقش مهمی در پیروزی‌های انقلاب و مقاومت‌های جنگ ایفا کند. برخورداری از عشق و ایمان عمیق به هدف‌های انقلاب، او را در زمره چهره‌هایی قرار دارد که در اذهان باقی می ماند از طرف دیگر، رویکرد ایشان در فعالیت‌های انقلابی و نظامی، نشان از استقامت، بصیرت و اخلاص عمیق او داشت و این ویژگی‌ها، در جنبه‌های مختلف زندگی و مبارزاتش مشهود بود.

در مجموع، ابوترابی فردی بود با روحیه‌ای جهادی، انقلابی و ولایتمدار، که در تداوم دفاع و مقاومت، نقش بی‌بدیلی داشت و نقش او در تاریخ انقلاب، همواره مورد احترام و تقدیر قرار خواهد گرفت. ایشان نماد مردان و زنان فداکار و مقاومی بودند که در راه حفظ اسلام و انقلاب، از هیچ تلاشی دریغ نکردند و آن اراده و اخلاص برای تمامی نسل‌های پس از انقلاب یک الگوی مناسب است.

 

انتهای پیام/۱۰۰۲/

صادق چگینی
نویسنده: صادق چگینی

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید